![]() |
![]() |
|
|
غوغای عشقبازان منتشر شد غوغای عشقبازان جدیدترین اثر استاد محمد رضا شجریان همزمان با اجرای کنسرت گروه آوا منتشر شد.
این برنامه بخش دوم کنسرت بوده و در دستگاه شور و آواز افشاری میباشد. منبع: سايت دل آواز
محمدرضا شجریان آواز
مجید درخشانی تار
محمد فیروزی بربط
سعید فرجپوری کمانچه
همایون شجریان تنبک
حسین رضایی نیا دف
1 . قطعه دیدار سعید فرجپوری 2 . آواز بر قطعه دیدار بداهه خوانی : شور ، حجاز ، دشستانی و دیلمان ۳ . قطعه پنج ضربی استاد شجریان ۴. ادامه قطعه پنج ضربی 5 . آواز دیلمان 6 . تصنیف شور "در فراق" از استاد شجریان / موسیقی میانه از فرجپوری 7 . ساز و آواز افشاری 8 . چهارمضراب افشاری "رقص پروانه" سعید فرجپوری 9 . ادامه ساز و آواز 10. تصنیف افشاری "ساقیا" سعید فرجپوری 11. ساز و آواز قرایی 12. تصنیف افشاری "باده عشق" از استاد شجریان / موسیقی میانه از درخشانی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 12:39 توسط محسن |
|
همکاری با گروه موسیقی "آوا" تا حدی نام و فعالیت شمارا تحت الشعاع نام آقای شجریان قرار می دهد و به نوعی در سایه ایشان باقی می مانید برای آهنگساز و نوازنده پیشکسوتی مثل شما که چند گروه مستقل هم دارد ایراد نیست؟ - به موضوع خوبی اشاره کردید این انتقادی است که از سوی بسیاری از دوستانم بر من وارد است و من هم با کمال میل می شنوم اما نکته قابل توجه ای است که در کنار استاد شجریان کار کردن خواه ناخواه آدم را به سایه می کشاند ولی با وجود این حرف و حدیث ها من گمان می کنم که باید برخی از واقعیت ها را پذیرفت و هرکس جایگاه خود را در کار و حرفه اش بداند زمانی که جوان بودم و به نوعی علاقه مند به موسیقی صدای استاد را با ولع گوش می دادم و نکات بسیاری از ایشان یاد می گرفتم اصلا دیدن او برای من یک آرزو بود تا اینکه بعد از گذشت سال ها فرصتی دست داد تا کنار او باشم . به همین دلیل حتی اگر به واسطه این همکاری هم در حاشیه قرار بگیرم خوش آیند است ضمن اینکه اگر در کنار او ساز می زنم دلیل بر این نیست که من هم رتبه و هم سطح با ایشان هستم و من به هیچ عنوان چنین ادعایی نمی کنم و معتقدم که باید مرحله استاد و شاگردی راهمیشه در نظر داشت ضمن اینکه حضور در کنار استاد باعث می شود که یک نوازنده ، صاحب موقعیت ویژه تری در نگاه و قضاوت عمومی شود چراکه به واسطه شنیدن صدای استاد با طیف وسیعی از شنونده ها ارتباط برقرار می کند. * به کنسرت آقای لطفی رفتید؟ - بله در هر سه شب مشتاقانه برای دیدن تار نوازی استادم به کاخ نیاوران رفتم. * چطور بود ؟ - سئوال سختی است راجع به استادم نمی توانم حرفی بزنم من از این بزرگوار تاثیرات بسیاری گرفتم و در دوره ای که شاگرد ایشان بودم علاوه بر نوازندگی درس های بزرگی را نیز آموختم چرا که او یکی از بهترین الگوهای من در نوازندگی بوده است و به نظرمن در هر سه شب برنامه کامل و بی نقصی برگزار شد ولی با این اوصاف بسیاری از شنونده ها از برنامه شب اول راضی نبودند و خیلی ها شوکه شدند. یادم هست خیلی اتفاقی با شخصی که از شهرستان آمده بود برخورد کردم که انتظار داشت اثری مثل "گریه بید" را بشنود و من هم جواب دادم که این تصنیف را من هم دوست دارم اما ممکن است آثاری مثل " گریه بید" تنها یک باراتفاق بیافتد. ادامه مطلب در خبرگزاري مهر |
||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 12:28 توسط محسن |
|
||||
|
نوشتهاي را از آقاي مشكاتيان درباره كنسرت آقاي لطفي خواندم، متني سراسر احساساتي كه البته كاملا مربوط ميشود به احساس ايشان از آن كنسرت و آن زمان خاص و همچنين مطلبي هم از دوستم محسن شهرنازدار و مطالبي از نويسندگان ديگر. در بيشتر اين نوشتهها، از حواشي كه بگذريم، وجه مشتركي به چشم ميخورد؛ اينكه لطفي انتظار مخاطبش را برآورده نكرده، اجرا موفق نبوده است و نهايتا اينكه بداههنوازي بايد به چه شكل باشد و همچنين اينكه تارنواز بايد چگونه تار بنوازد. درست است كه نسل امروز ايران، نسل باهوشي است و همينطور هشيار، اما آيا اين كافي است؟ آيا در اين نسل نياز به ريشه احساس ميشود؟ شايد بتوان نظرات لطفي را در مورد موسيقي دودكافونيك (البته اگر در اين مورد نظري بدهد)، مورد نقد و بررسي قرار داد. اما منصفانه نيست كه شيوه بداههنوازي و تارنوازي را به او متذكر شويم. اين نوع نگرش و برخورد بيشتر شبيه يك هياهوي ژورناليستي است و متكي بر گفتهها و شنيدههاي محفلي. اين افراد ارزشهاي تعريف شده در موسيقي و مناسبات دروني آن را به درستي نميشناسند، به همين دليل، ابايي از بيان گفتههاشان ندارند. آيا باور داريد كه محمدرضا لطفي از اوايل دهه 50 تا حوالي سال 63 با حضورش و از آن به بعد نيز تا حدود سال 72 بر موسيقي ايران تاثيرگذار بوده و در كنار همكاران و ياران ديگرش موسيقي دستگاهي ايران را متحول كرده است؟ ميدانيد كه با حذف او از موسيقي ايران، موسيقي ما با چند سال تاخير مواجه خواهد شد؟ و چه بخشهايي را از دست خواهيم داد؟ حضور برخي اشخاص سازنده دورههايي از تاريخ است و تاريخ با همين دورههاست كه تداوم مييابد و نفس ميكشد. به تصور من لطفي يكي از آنهاست و لطفي همان لطفي سابق است، اما حضورش شكل ديگري گرفته. لطفي دهه 50 و 60، لطفي اجرا بود و لطفي دهههاي 70 و 8۰ ادامه مطلب در اعتماد ملی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 12:21 توسط محسن |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 17:35 توسط محسن |
|
|
واپسين شب از اجراي بداههنوازي تار و تنبك توسط استاد محمدرضا لطفي و محمد قويحلم شامگاه شنبه 16 تير برگزار شد. به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، هوشنگ ابتهاج هر سه شب در برنامه حضور داشت. او دوست ديرين خود را همواره تا پاي صحنه همراهي كرد. چهرههايي آشنا در جمعيت حكايت از تكرار حضور آنها دارند؛ دوربينها سوژههايشان را از ميان مردم ميجويند. شمعها هنوز روشنند، فضا مملو از ملودي زنگهاي موبايل است. 20:40 دقيقه و "نوازنده" هنوز نيامده است. مردم از خاطرههايشان ميگويند، از نغمهها و آواهاي سالهايي كه آن چنان نيز دور نيستند شايد 55-54 هنوز هستند كساني كه پوستر لطفي را در دست دارند.
سپيدپوشان ميآيند، لطفي تارش را برميدارد و چون هرشبش تفالي ميزند و چند ثانيهاي با سازش بازي ميكند، رام كه شد، موسيقي آغاز ميشود. ملودي سولوي تار بهطول ميانجامد، انگشتان دست چپ لطفي پرشهاي سه تايي و چهارتايي معكوس ميكنند، تنبك با ريتم سهچهارم تار را همراهي ميكند. رفت و برگشتهاي دست راست لطفي با ريزپلنگهاي تنبك درهم ميآميزد. لطفي با استفاده از دو گام فضاسازي عجيبي بهوجود ميآورد و به تكرارهاي چهارتايي و هشت تايي باز ميگردد. او امشب "اصفهان" را زبان گوياي تار خود قرار داده است. "همايون" و "اصفهان" سرانجام به "ابوعطا" ميانجامد؛ قويحلم ريز مينوازد و لطفي همچنان به بازي در دستگاهها ادامه ميدهد. "نوازنده" نتها را هم غافلگير ميكند، چارهاي نيست جز اينكه نجوا كند:
"در خرابات مغان نور خدا ميبينم" براي خواندن لطفي سر ميزان دوم توقف ميكند، تنبك پيش ميآيد. صداي تار وزن عروضي را در هم ميشكند و.... منبع: ISNA |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 11:5 توسط محسن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
محسن بصیری،24 ساله و دانشجوی سال آخر کارشناسی ارشد مکانیک ماشینهای کشاورزی دانشگاه شهرکرد
|
|
RSS
|